... سبزآبی | کودکانه های مانی عباسی
تیر ۴ ۱۳۸۸

این رو که یادتونه ؟!

مانی عباسی

photos-by-mani-abbasi-wwwsabzabicom-25

photos-by-mani-abbasi-wwwsabzabicom-31

دانشگاه شیراز / اردیبهشت ماه ۸۸ / میرحسین موسوی در سفر تبلیغاتی خود به شیراز در دانشگاه سخنرانی می کند و موافقان و مخالفان به ابراز عقاید مشغولند ! +++

حالا ما صلوات رو فرستادیما ! به کسی بر نخوره ! به حرمت صلوان گفتم !

+ B&W عکس ها عمدی بوده !


تیر ۲ ۱۳۸۸

بدون شرح !

مانی عباسی

این انگلیسی ها آدمای خیلی بدی هستن ! من حتما به پسرم یاد میدم که بابا انگلیس چیز بدیه ، حتی روزنامه ها و سایت هاشون. آخه گاردین بی ادب اینا یعنی چه ؟ من دوست دارم که بهت میگم. اگرم می گی توهینه ، اسنادش موجوده !

ببینید : http://www.guardian.co.uk/global/blog/2009/jun/09/iranian-presidential-election-candidates

این رو بدون هیچ شرح و نظری میذارما ! گیر ندین جون خودتون !


خرداد ۲۸ ۱۳۸۸

به کجا چنین شتابان …

مانی عباسی

متن زیر رو از وبلاگ دوست عزیز قدیمی و خانوادگیمون عباس عبدی عزیزم میگذارم . بخونید و ببینید حال و هوای کدومتون این روزا اینجوریه ؟!!

این قافله بی ساربان به کجا می رود این گونه شتابان ؟
مفهوم جامعه چیست و سرنوشت ما تا کجا به کاستی های ذرات خرد آن پیوند خورده است ؟
مسیر حرکت دیالکتیک اجتماع که از مسیل های ویرانگر تاریخ انسان تنها مانده با خویش می گذرد ، کی و کجا به پهن دشت آزادی خواهد رسید ؟
این روزها با خود این گونه نجوا می کنم : اندکی صبر ، سحر نزدیک است …
می ترسم از آنکه این چرخه بنیاد برافکن تاریخ ایرانی ، دیگر بار ما را به قرن های سکوت بازگرداند
تنها روزن امید من این روزها دستان دوستانی است که یاری می دهند تا دشمنی ها از یاد برده شوند …

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبائی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود بوسه است
و هر انسان برای هر انسان برادری است.
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند٬
قفل افسانه ایست
و قلب برای زندگی بس است .
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است٬
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.
روزی که آهنگ هر حرف٬ زندگی است٬
تا من به خاطر آخرین شعر
رنج جستجوی قافیه نبرم.
روزی که هر لب٬ ترانه ایست
تا کمترین سرود٬ بوسه باشد.
روزی که تو بیایی٬
برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود.
روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم
و من آن روز را انتظار می کشم
حتی روزی که دیگر
نباشم …

+ خواهش می کنم ! قابلی نداشت ! ( آخه می دونم حتما شما هم از این که وبلاگ این دوست خوب رو بهتون معرفی کردم کلی خوشحالین ! )


خرداد ۲۴ ۱۳۸۸

آقا حواستون باشه !

مانی عباسی

از روزهای اول انتخاباتم خیلی دست و دلم به رفتن تو این جریانات بی اساس و بی پایه نمی رفت و حتی بعضی دوستان به باد مسخره می گرفتن که اقا این دیگه آخره خبره اگر می خوای عکاسی کنی !

شاید . . . !

خوب اما حالا یه روز خیلی بده ! بد و بد و بد ، از صبح تو قیمت های بورس و نقل و انتقال این و اون گرفتار بودم و تنها لحظات خوبش خوردن ناهار همراه یه دوست همیشگی و مهربونه . . . باهم یه سری به گالری عکس های حامیان میر حسین موسوی ( یکی از کاندیداهای انتخابات دهم ) زدیم و از اونجا خسته و سرد و بی احساس اومدیم سمت خونه که نمی دونم چی شد تو راه برگشت تصمیم گرفتم بیام یه چرخی تو خیابون بزنم . .

. . . آخرین ساعات تبلیغات انتخاباتی کاندیداهاست ، دوستان هم سن و سال ما تو خیابونا با رنگ های پرچم ایران و سبز و … خوش و خرم و شاد و در حال رقص و شعار و . . خلاصه از اون حرکاتی که روزهای معمولی معمولا آرزوی خیلی از این دوستانه ! ( کاوه عزیزم این جا خوب حال و هوا رو گفته ) راستی قرار بود رئیس جمهور فعلی هم به اینجا بیاد و سخنرانی کنه . . . خیابونا پر از اتوبوس های حامی طرفداران احمدی نژاد و یکی از میدانهای اصلی پر از حامیان موسوی !! خلاصه ! احمدی نراد نیامد و به طور اتفاقی تمام جمعیت طرفدار احمدی نژاد و حامیان موسوی به هم برخورد کردند و اتفاقات زیر افتاد …………..

dsc_41751dsc_41832dsc_42121dsc_4219

حتی ماشین های آمبولانس موقع رد شدن از خیابون شعار میدادن !

dsc_4220dsc_4230

جمعیت کثیری از زیر ۱۸ ساله ها شعارای تبلیغاتی عجیب می دادند !

dsc_4238

و اما ناگهان دیدیم صحنه خنده و شادی و سرور و آرامش عوض شد و صدای جیغ میاد ! شد آنچه نباید می شد . . .

dsc_4282dsc_4290

dsc_4252

dsc_4242

dsc_4256

تازه آدمهای بیچاره ای هم بودند که نتونستند فرار کنند و گیر افتادند ! آخ آخ که کشتن :-(

dsc_42711

من بعد از حملات شدید ! به طرز عجیبی تا پنجره طبقه اول یک ساختمان بالا رفتم و دقیقا به یاد غزه و دوستان فلسطینی سنگ های زیبا و دوست داشتنی بود که به دورو برم برخورد می کرد . . .

dsc_4258

dsc_42591

dsc_42601

عکاس ایسنا ی عزیز و عکاس تحلیل روز رو هم گم کردم و تنهای تنها :-(

dsc_4278

غریب و بی کس همچنان از هر دو طرف تهدید می شدم !

تا اومدم پایین و این آقایون عزیز سوء استفاده گر قصد ضبط دوربین اینجانب را داشته و بنده با کمال تشکر از خود و با عذر خواهی فراوان از دوستان عزیز که می دونم بد آموزی داره ۲ عدد کتک مفصل زدم و فرار کردم ( منصفانه اش اینه که یک مشت ناقابل هم خوردم ! )

dsc_4305

dsc_4307
dsc_4310

خلاصه اینجور مواقع دیگه نمیشه مودبانه کارت نشون دادو … اما جالبیش به این بود که حداقل با حامد که صحبت می کردم به این نتیجه رسیدیم که تجربه خوبی بود برای شروع عکاسی از جنگ و ادامه راه کاپا و کاوه مرحوم !!

این عکس رو هم یکی از مردم همیشه در صحنه به بنده تقدیم کردند ! اتفاقات بیمارستان نمازی شیراز ، در ساعات درگیری ! ایشان آقای س/ش از کارکنان محترم ج.س هستند که کارت شناسایی ایشون که از جیبش افتاده بود در دست یکی از همراهان بود !

d1

+گزارش عکس های انتخابات دهم رو این جا ببینید .
++ عکاسی خبری دوست داشتنیه چون کلی می خندی !
+++ انسان بی شرف همیشه بی شرفه !
++++ از همه مهمتر دلم بدجوری می سوزه :-(


اردیبهشت ۲۶ ۱۳۸۸

راه نجات ؟!

مانی عباسی

میگن تنها راهه نجاته ! می گن اگه بیاد همه ی ماها آزاد و شاد و خرم میشیم ! میگن نمی دونین عجب بنده ی مخلصیه ! میگن آباد میکنه و آباد ! میگن . . بازم میگن . . .

من نمی دونم ! هیچی نمیدون ! نه واقعا نمی دونم

به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن

خب این استقبال فرودگاه شیرازه !

photos-by-mani-abbasi-wwwsabzabicom-2-copy

فکر کنم اون میگن ها به ایشونم مربوطه !

photos-by-mani-abbasi-wwwsabzabicom-33

من نمی دونم چرا شورو شوق این پدر و مادرها بیشتر از جوانان همیشه در صحنه بود ! جدا ما داریم به کجا میریم ؟!!!!!! :-) تازه اگه باورتون نشد اینجا و اینجا رو هم بیبینید !

photos-by-mani-abbasi-wwwsabzabicom-8-copy1

ابراز ارادت های دوستداران هم بسیار بسیار خاصانه بود ! برخی از نمونه ها !!

photos-by-mani-abbasi-wwwsabzabicom-5-copy

photos-by-mani-abbasi-wwwsabzabicom-17-copy

photos-by-mani-abbasi-wwwsabzabicom-54

شنیدین می گن فقط به گوش خواجه حافظ و خواجه سعدی نرسیده بود ؟! حالا ببینین این می گن ها چه کرد که میگن به گوش حافظ و سعدی هم رسید !

photos-by-mani-abbasi-wwwsabzabicom-39

photos-by-mani-abbasi-wwwsabzabicom-38

بقیه عکس ها +


اردیبهشت ۹ ۱۳۸۸

بوی خوب پاکی !

مانی عباسی

امروز ظهر از خستگی یک روز سخت کاری و برنامه های جور واجور خسته تر از همیشه مشغول چرت زدن بودم ، در پنجره رو به حیات باز بود و نسیم دلنشینی رو تنم در حال رقص . . . همه چیز آماده بود واسه یک خواب ناب بعداز ظهری ، اما . . . یکهو با صدای بچه ی همسایه از خواب پریدم . . با ذوق و شوق و کلی آب و تاب داد میزد ” دسته گل محمدی به شهر ما خوش آمدی ! ! …. یادم افتاد که امروز رئیس جمهور محبوب به شهر ما اومده بود و طبق معمول مدرسه ها تعطیل نبود اما دانش اموزان به اردوی یک روزه استقبال رفته بودن و هرکسی هم نمیومد غیبت می خورد !
به هر حال فکر امید ملی و شادمانی و مردم و جشن هسته ای و از همه مهمتر بوی نفت تو خونمون نذاشته هنوز خوابم ببره !!!
یاد کتاب های دکتر بخیر که یه دوره عالمی بود واسمون . . .
“مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست ؟ تا می توانی خر باش تا خوش باشی ! {


فروردین ۲۱ ۱۳۸۸

عشق سال های سبز …

مانی عباسی

Tanaghoz !

غروب که برگشتیم خواهر دوستم عاشق دوست دیگرم بود و خواهر من عاشق هیچ کدام نبود و دوستم عاشق خواهرم بود و دوست دیگرم عاشق خواهر دیگرم بود و خواهر او که پهلوی من نشسته بود دیگر سوگند یاد کرده بود که عاشق نشود ، اما می نمایاند که دلش می خواهد دوست دیگرم عاشقش شود ، او که پهلوی من نشسته بود و اکنون در برگشتن باز پهلوی من بود ، خاموش بود ، همچنان خاموش بود ، و تنها کسی بود که نگفته بود و نداسته بود عاشق کیست و من اکنون عاشق او شده بودم و هیچ یک از ما بیش از ۱۳ سال نداشت . . .

ابراهیم گلستان / عشق سال های سبز


اسفند ۳۰ ۱۳۸۷

چراغی که خانه رواست به مسجد حرام است . . . حرام

مانی عباسی

bacheha

برق نگاه معصومشان ‌با قاب‌های چوبی در دست که در آن ‌چهره‌هایی متفاوت از تصویر فعلی‌اشان را نشان‌ می‌داد، آتش به دلمان زد.
عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نباید یک بخاری استاندارد در کلاسشان می‌بود، و انگشت‌های ذوب شده‌ نرگس در کنار کتاب فارسی کلاس سوم ما را ناخودآگاه به یاد حسنک کجایی، تصمیم کبری، روباه و خروس و ده‌ها درس خاطره‌انگیز دیگر این دوره انداخت.
نمی‌دانیم وقتی به درس پترس فداکار می‌رسند، چه تصویری از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتی نمی‌دانیم آیا به خاطر گرمی مشعل دهقان فداکار، او را دوست می‌دارند.
دخترکان و پسرکانی با قاب‌های بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج می‌زند، بچه‌هایی که رنگ نداشته دیوار خانه‌اشان حکایت از جیب خالی والدینشان برای هزینه‌های سرسام‌آور درمان دارد و نمی‌دانیم چرا تا به امروز گره‌های چروک چهره‌‌هایشان که قرار بود ترمیم شوند، هنوز باز نشده است و این پرسش که آیا در میان سیل پزشکان این مرز و بوم کسی حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمی برای صورتکان این بچه‌ها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.
نرگس در روستایشان می‌ماند، به دنبال مرغ خانه‌اشان می‌دود تا شاید با سر و صدای مرغ و خروس‌های خانه بتواند اندکی خود را تخلیه کند.
نرگس در کنار دیگر بچه‌های قربانی غفلت ما در کنار بچه‌های روستا برای گرفتن یک عکس حاضر می‌شود اما او برای عکاس نمی‌خندد.
نرگس دفتر مشقش را باز می‌کند، به زحمت و با کمک دست دیگر مداد سیاه را در دست می‌گیرد و در سطر اول می‌نویسد: ای کاش کلاسمان آتش نمی‌گرفت
( بر گرفته از : http://floppy98.blogspot.com/2008/05/blog-post.html )

مریم ، رضا و پریسا دانش آموز مدرسه شهید رحیمی روستای درودزن مرودشت از توابع شیراز هستند.

لینک های مرتبط
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8609120495
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8609130176
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8609130145
http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8609120590


اسفند ۱۹ ۱۳۸۷

ملموس !

مانی عباسی

mani-abbasi-photo-sabzabicom-khatami2

mani-abbasi-photo-sabzabicom-khatami

دست دادن با یک زن برای تو اشکال ندارد ؟! به تو اگر اجازه دهند می خواهی تن مرا هم لمس کنی !
این خانم با توهین و فریاد در حالی جملات بالا را به زبان می آورد که سید محمد خاتمی رئیس جمهور اسبق ایران و مهمترین کاندیدای انتخاباتی حزب اصلاح طلبان در جمع اساتید و نخبگان علمی استان فارس در تالار حافظ شیراز در حال سخنرانی بود.

پ . ن : سید محمد خاتمی روز پنجشنبه مورخ ۱۶ اسفند ماه ۱۳۸۷ در سفری سه روزه برای دیدار با مردم استان های فارس،کهگیلویه و بویر احمد و بوشهر با بی توجهی مسئولان و بایکوت خبری و کارشکنی های متعدد وارد فرودگاه شیراز شد. با تمام جاوگیری ها و موانعی که بر سر راه ایشان به وجود آمد جمعیت بسیار زیاد مشتاقان وی برای استقبال از او ناکام ماندند و سخنرانی ایشان در دو مکان پیش بینی شده لغو شد.

بقیه عکس ها را اینجا ببینید : +

جزئیات بیشتر سفر خاتمی به شیراز :
aftabnews.ir/vdcevn8v.jh8noi9bbj.html
norooznews.ir/news/10974.php
mowj.ir/ShowNews.php?5868
77tir.com/salam/?p=370
siavashon.ir/admin/2400.html


بهمن ۲۳ ۱۳۸۷

مانی عباسی

Baby Paint

یادم آمد شوق روزگار کودکی
مستی بهار کودکی
رنگ گل جمال دیگر درچمن داشت
آسمان جلال دیگر پیش من داشت
شور و حال کودکی برنگردد دریغا
قیل و قال کودکی برنگردد دریغا
به چشم من همه رنگی فریبا بود
دل دور از حسد من شکیبا بود
نه مرا سوز سینه بود
نه دلم جای کینه بود
شور و حال کودکی برنگردد دریغا
قیل و قال کودکی برنگردد دریغا
روز و شب دعای من
بوده با خدای من
کز کرم کند حاجتم روا
آ نچه مانده از عمر من بجا
گیرد و پس دهد به من دمی
مستی کودکانه مرا
شور و حال کودکی برنگردد دریغا
قیل و قال کودکی برنگردد دریغا