بهمن
۲۳
۱۳۸۷
مانی عباسی

یادم آمد شوق روزگار کودکی
مستی بهار کودکی
رنگ گل جمال دیگر درچمن داشت
آسمان جلال دیگر پیش من داشت
شور و حال کودکی برنگردد دریغا
قیل و قال کودکی برنگردد دریغا
به چشم من همه رنگی فریبا بود
دل دور از حسد من شکیبا بود
نه مرا سوز سینه بود
نه دلم جای کینه بود
شور و حال کودکی برنگردد دریغا
قیل و قال کودکی برنگردد دریغا
روز و شب دعای من
بوده با خدای من
کز کرم کند حاجتم روا
آ نچه مانده از عمر من بجا
گیرد و پس دهد به من دمی
مستی کودکانه مرا
شور و حال کودکی برنگردد دریغا
قیل و قال کودکی برنگردد دریغا
۴ دیدگاه
بهمن
۱۷
۱۳۸۷
مانی عباسی

Enlarge View
Patricia Piccinini * / The young family (2002-2003) - Materials: Silicone, acrylic, human hair, leather, timber
دنیای پاک ذهن ما !
دنیای رنگی شما !
دنیای خوب خوب بچه های ما . . .
خانه های سبز و پر امید ما . . .
اندرون جان و دلهای رقیق پر زِ ایمان . . .
ای فغان از نیت پاک شُ + ما !
بر سر شانه رود آن روی هابیلی ما
این : سرشت و تینت و ذهن کثیف و آبرو و در نهایت سرنوشت خوب ما
صد فغان و صد فغان و صد فغان . . .
پ . ن :
*Patricia Piccinini (born in 1965 in Freetown, Sierra Leone) is an Australian artist. Her art work came to prominence in Australia in the late 1990s. In 2003 she was selected as the artist to represent Australia at the Venice Biennale.
بدون نظر
بهمن
۱۵
۱۳۸۷
مانی عباسی
بعضی دوستان پرسیده بودند که . . .
خوب به قول معروف عکس های شخصی و دل دلی رو اینجا آپ می کنم: Mani Abbasi on Flickr
بدون نظر
بهمن
۱۵
۱۳۸۷
مانی عباسی
عکس زیر چطوره ؟!
ازدواج رعیت ،
داماد نوشیدنی را بریز،
که عروس در جلوی تو،
گیسوان خود را بر تخت نشانده است،
گیسوان آزاد و پریشان او در اطراف سرش ،
سری با گندم رسیده در کنار دیوارست،
مهمانان بر روی میزهای طویل منتظرند،
نی نوازان همه آماده اند،
تازی در زیر میز،شهردار هم آمده ،
زنان با پیشانی بندهای خود رسیده اند،
و همه سرگرم گفتگو،
ولی دستان عروس در دامنش،
عجیب ساکت مانده،ظروف ساده،
پخش می شود، و دو خدمتکار،
مشغول پذیرایی هستند .
(( ویلیام کارلوس ویلیامز ))
بدون نظر